خرید بک لینک
24 مهر 1402 - 1 بامداداز خواب بیدار شدم. هجوم افکار تکانم داد. به مرحله اولای سایکوز نزدیک شدم:) تصویری از معانی از ذهنم عبور کرد. گریه کردم. جشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. خودم را غسل دادم.شایان عزیزم. بینهایت دلم برات تنگ شده. دوستی که از طرف تو امد و کلید دری را باز کرد. عشق، پشت در ، سوغاتی ستاره ها بود.افشین عزیزم. به طرز عجیبی بعد از بیدار شدن فهمیدم حروف اسم تو درون حروف شایان است با وجه مشترک عشق. انگار مثل هری پاتر که معنی همه چیز در کنه اتفاقات عشق بود، دوست شایان به عشق او با ما دیدار کرده و سلسله اتفاقات بعد از ان دومینویی بوده که شایان بعد از هشت سال با ریسمان ها بهش رسیده. مثل بین ستاره ای. میان ریسمان ها. در حال بررسی احتمالات. یافتن احتمال وجود عشق. "He would never fosake you Tara".و در انها نشانه هایی است برای دیدن:) میدونم مسخره است ولی توی مرز سایکوز اشکالی نداره:) چقدر احتمال داره افشین اسم تو باشه. مسلما اگه اسمت شایان بود خیلی creepy می شد:)نمیخوام این هدیه رو از دست بدم. فکر کنم خاص بودن قضیه باید به درونم یجوری رسوخ میکرد. که ارزش و قدرتو بفهمم.کوانتوم من.کنارم بمون. نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ساعت 1:13 توسط soulless| |

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 21:10

Hello there, my love. the love I never tasted. the love that was so slippery, a lizard love, disappearing every moment. While I wait for the next time it appears.... waiting and yeaing, feeling needy and lonely, and he doesn't like to converse, I'm there with this enourmous weight of thoughts making my head heavy, and he is not willing to come closer to see things, or to make it a bit less heavy... leaving me insecure, tormenting myself, through this insecure attachment. Till I finally can't hold the weight. He doesn't care, I suppose. why would he behave this way? he is not willing to discuss that... making me crazy, talking with myself searching for a reason, but blank. no response. blank. let it dettach. let the weights fall. Bye. نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ساعت 15:0 توسط soulless| |

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینی تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 13:04

صفحه بندی